تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

سیزده شهریور، معاونت فرهنگی بنیاد شهید تهران ، میزبان برگزیدگان کشوری
ادبیات داستانی دفاع مقدس بود و من هم، تنها مهمان شیرازی جشنواره...

لذت یک موفقیت دوباره آنهم به برکت نام شهید عجیب برایم احساس غرور و شادمانی
می آورد

و بالاتر از همه اینها ،دلگرمی برای نوشتن کتاب های بعدی و بعدی...

ماه مبارک رمضان ،تحقیق ، مصاحبه و پژوهش برای پیرنگ کتاب دوم آغاز شد.

موضوعی که جرقه آن سالها پیش در ذهنم زده شد.دوستی و رفاقت با بسیاری از
فرزندان شهدا و نگاهی نو به تفکراتشان ، نه از جنس دغدغه ها و کمبود ها بلکه از
جنس . . . !

بماند...

برای آشنایی با محیط زندگی شهید و خانواده اش سفری به لار داشتم و سعی کردم
مثل همیشه برای درک بهتر درونیاتشان، خودم را در موقعیت آنها قرار دهم.

لذت نوشتن و تصور قرار گرفتن در جایگاه اطرافیان ، عین خلق یک دنیای جدید است

خلق یک انسان، خلق یک سرنوشت و خلق آدمهایی که تو دوست داری باشند و مردم
بشناسندش.

بگذریم...

---------------------------------------------------------------------

پیشگفتار و پانوشت نمی خواهد

تقدم و تأخر هم نمی شناسد...

عشق را می گویم

روزها دارند برایم میگذرند.خدارا شکر همه بر وفق مراد و  با موفقیت های روزافزون
اما اینجا فقط یک چیز کم است!

کاش شعری را که همیشه برایت میخواندم فراموش نکرده باشی...

تو را به جای تمام کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به جای تمام روزهایی که نزیسته ام دوست می دارم

تورا به جای همه آنهایی که دوست نداشته ام دوست می دارم

تورا به خاطر دوست داشتن ،دوست می دارم ...

/ 27 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیرکسری

سلام عیدقربان برشما مبارک خوشحال می شویم نظر شما را در مورد پست جدید ببینیم.[گل]

هانا

salam azizam ....motazer matalebe khoobet hastam....doos dashtiii behem sar bezan

لی لی

:)سلام خیلی وقت بودم این طرفا نیومده بودم تبریک میگم خدا رو شکر به امید موفقیت های بیشتر و بزرگتر

ارمیا

سلام تبریک میگم ایشالله خودتون پای رکاب امام زمان شهید شید خداحافظ

علی

بنام آفریدگار بخشیدن و بخشیده شدن بنام پروردگار انسایت بنام خالق حقیقت سلام و عرض ادب به بزرگوار همیشگی امیدوارم در پناه خداوند بزرگ،روزهای این دنیا را با همه خوبیها و ناملایمت هایش با سربلندی و افتخار ،سپری کرده باشید همیشه موفق و پیروز باشید. ارادتمند ultra sentiment

علی

مثل همیشه خوب مینویسد.

علی

سلام خدمت دوست خوبم منتظر جوابتان طی این چند روز بودم.تا یاد بگیرم ،شما چگونه با دوستان بی معرفت و یا کم معرفتی مثل خودم برخورد میکنید.ممنونم. راستی،دراین مدت اتفاقهای بسیار عجیب و غریبی برایم افتاد،بطور خصوصی با دوستم در ایمیل درمیان میگذارم . ضمناً بنظرم انتقاد در دو وجه انتقاد کننده و انتقاد شونده،بسیار مفید است.درصورتی که انتقاد کننده اشرافیت قابل قبول و کافی و از موضوع مورد بحث داشته باشد.مثل حسابرس و حسابدار.حسابرس به کنترل رویدادهای مالی مشخص شده توسط حسابدار می پردازد.بعبارتی حسابرس باید اطلاع علمی و تجربی(اشرافیت خوب و قابل قبولی)از علم و فن حسابداری داشته باشد تا بتواند بطور صحیح و منطقی از حسابدار ایراد بگیرد. این توضیح را در مطالعه بخشهایی از کامنتهای ارسال شده به شما دیدم و ابراز کردم.یک نظریه و برداشت شخصی است.همین. منتظر ایمیلم باشید. ultra sentiment

رهسپارقدیمی

سلام ممنون از حضورتان . فکر می کنم بخشی از کامنت شما مربوط به ابوی گرامی باشد محض اطلاع دقیقا جایی که ما بر روی تپه ریشن بودیم بچه های لشکر 19 فجر کنارمان بودند .

امیر

[گل] سقراط : خرمگس بودن برای من یک رسالته درست مثل شاعر بودن برای تو سافو(شاعرزن): کی گفته شاعر بودن یک رسالته؟ سقراط: مگه نیست؟ سافو: مگه هست؟ سقراط: اگر نیست پس چرا شعر میگی؟ سافو: چون دوست دارم... سقراط: چی رو دوست داری... شعر گفتن رو...؟ خودت رو...؟ یا کسانی رو که براشون شعر میگی تا بشنون و لذت ببرن؟ سافو: نمی دونم سقراط: وقتی سافو نمی دونه پس کی می دونه؟ سافو: کی گفته من باید همه چیزو بدونم من که خدا نیستم! سقراط: عجب سافو: از چی؟ سقراط: خدا نیستی اما شاعری سافو: یعنی خدا شاعره؟ سقراط: به نظر تو نیست؟ سافو: به نظر تو هست؟ سقراط: اگه نیست پس چرا این دنیا انقدر زیباست؟ و از اون زیباتر انسانه... کی تا حالا تونسته شعری به زیبایی انسان بگه؟ [گل]