و من! کربلایی شدم

 سلام.

و من کربلایی شدم.

حالا دل من آنجا میان بین الحرمین درست همانجا که زایران کوی حسین و ابالفضل قدم میگذارند جا مانده.

و شبها دلگرمم به نظاره ماه!

ماهی که بالای سر من و بالای گنبد حسین بن علی می تابد.

بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم

بگو محبت ما ریشه در ازل دارد

/ 0 نظر / 29 بازدید